X
تبلیغات
درباره حوزه هنر، فرهنگ و اندیشه - خلاصه کتاب 1: الگوهای سبک زندگی ایرانیان
درباره حوزه هنر، فرهنگ و اندیشه
فضایی برای اندیشیدن

 تصمیم گرفتم خلاصه ای از کتابهای مهم در زمینه مدیریت فرهنگی/ مطالعات فرهنگی/ سیاستگذاری فرهنگی/ برنامه ریزی فرهنگی/ هنر و ... را که مطالعه کرده ام در اختیار همکاران قرار دهم. اولین خلاصه کتاب مجموعه مقالاتی ارزشمند در خصوص الگوهای سبک زندگی ایرانیان است که زیر نظر دکتر سیدرضا صالحی امیری تهیه شده و توسط مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده است.

عنوان کتاب: الگوهای سبک زندگی ایرانیان

زیر نظر: دکتر سید رضا صالحی

به اهتمام: دکتر ابراهیم­ حاجیانی

 ·         سبک زندگی و مطالعات راهبردی (دکتر ابراهیم حاجیانی)

مفهوم سبک زندگی را پژوهشگران حوزة جامعه­شناسی و مطالعات فرهنگی از جمله مفاهيمی می­دانند که با مفاهيمی همچون طبقه، قوميت، مليّت و خرده فرهنگ نزديکی فراوان دارد. سبک زندگی را مجموعه­ای از جنبه­های عينی و ملموس فرهنگ و ارزش­های يک جامعه می­دانند که نشان دهندة اغراض، نيّات، معانی و تفاسير فرد در جريان زندگی روزانه می­باشد. برای سنجش تجربی مفهوم سبک زندگی شاخص­های­ گوناگونی را همچون اوقات فراغت و تفريحات (مهمترين شاخص) و الگوی مصرف برشمرده­اند.

از طرفی مفهوم سبک زندگی کارکردهای اجتماعی و سياسی مفيدی را نيز دارا می­باشد.

کارکردهای اجتماعی:

1-     سبک زندگی پايه و اساس فهم شرايط فرهنگی موجود تلقّی می­شود و با کمک آن می­توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم جامعه آگاه شد و براين اساس حتی می­توان دغدغة مسئولان کشور در حوزة مسائل و تحوّلات فرهنگی در ايران را پاسخ گفت.

کارکردهای سياسی:

تحوّل در سبک زندگی و شکل­گيری سبک­های متفاوت و متمايز مانعی برای استحکام مشروعيت نظام خواهد بود، زيرا که جامعه را دچار انشقاق و چند دستگی می­نمايد و امنيت اجتماعی را به خطر می­اندازد. بنابراين در چارچوب بررسی­های استراتژيک و از ديد متوليان رسمی نظام سياست­گذاری در جهت حفظ سبک زندگی بومی در­مقابل سبک­های جديد و تلاش در زمينة مديريت کم هزينة تغييرات در سبک زندگی مورد توجه قرار می­گيرد.

 ·         الگوهای سبک زندگی در ايران( دکتر تقی آزاد ارمکی)

1-  سبک زندگی چيست؟

درمورد سبک زندگی تعابير متعددی ارائه شده است. به عنوان مثال سبک زندگی به عنوان الگويي از کُنش اجتماعی تعبير شده­ است که تميز دهندة افراد و گروه­های اجتماعی از يکديگر می­باشند.

  2-    دنيای مدرن و سبک زندگی

سبک زندگی از جمله مفاهيمی است که برای فهم شرايط ­حاکم بر زندگی در شهرهای بزرگ به کار­می­رود، زيرا که شهرهای جديد دارای ساختاری مصرفی و تفريحی بوده و افراد درآن نه فقط برای کار و تلاش، بلکه برای مصرف و ارائة نوع زندگی جديد آمده­اند. در چنين شرايطی فرد هويت خويش را در خريد کالا و مصرف آن می­جويد.

 3-    تحوّل مفهوم «سبک زندگی»

بحث سبک زندگی در جامعة غربی زمانی شکل گرفت که اين جوامع از ثبات اجتماعی و ساختاری برخوردار بوده، دارای ساختاری طبقاتی بوده و حوزة سياست، اقتصاد و انديشه در آنان مشخص بوده است. دراين مرز و بوم بحث در باب سبک زندگی سابقه­ای بس طولانی دارد. امّا به طورکلّی می­توان گفت که سابقة روشن و معيّن اين بحث ها به دهة بيست و­ سی قرن بيستم بازمي­گردد. امّا توجه همه جانبه به آن، به دهه­های 1970 به بعد می­رسد. برای پاسخگويي به اين سئوال که بحث سبک ­زندگی از کجا و چگونه آغاز شده است لازم است که تاحدودی به تاريخ انديشة اجتماعی نظری بيفکنيم. ما در تاريخ با دوره­ای روبرو هستيم که محوريت با امر سياسی است تا امر اجتماعی و تمايزپذيری امر اجتماعی از ديگر امور وجود نداشته است. افلاطون، ارسطو، فارابی و... کسانی هستند که در گفته­های خود به حوزة سياسی اشاره دارند تا امور اجتماعی و فرهنگی. امّا در جهان مدرن امر فرهنگی و اجتماعی نسبت به امر سياسی و اقتصادی مرکزيت و غلبه می­يابد[1] و جامعة مدرن جامعه ای است که عمده­ترين عنصر آن نظام طبقاتی می­باشد که درآن طبقة متوسط اهميت و مرکزيت خاصی را دارد[2]. يعنی در جوامع مدرن انسان مدرن حضور و ظهور نسبتاً اجتماعی و فرهنگی دارد تا ظهور اقتصادی و سياسی.

حال با توجه به نکات فوق می­توان برای عمل اجتماعی ايرانيان امروزی چهار مبنا قرار داد:

1-    کانون طبقاتی 2- نسل 3- جنسيت 4- شهری شدن

که به نظر می­رسد اثرگذاری طبقه خيلی مهمتر است و بعد از آن به ترتيب نسل، جنسيت و بحث شهر مدرن است.

 4-     چيستی «سبک زندگی» در ايران

با همة اين تفاسير هنوز نمی­توان مشخص ­کرد که چه تعداد سنخ در باب سبک زندگی در ايران وجود دارد؟ زيرا يکی از ويژگی­های اصلی سبک­های زندگی ايرانی «تکثّر» آن است که شمارش انواع سبک­ها درآن ميسّر نمی­باشد. ويژگی دوم سبک زندگی ايرانی «در سايه بودن» آن است. بنابراين با فعال سازی طبقة متوسط، سبک­های جديد زندگی وارد می­شود و در عوض با محدود­کردن جامعه به لحاظ ­طبقاتی و تقليل­ آن به دو طبقة متموّل و­ فقير سبک‌های­زندگی در­سايه قرار­ گرفته و گسترش­ می­يابند. سبک­های زندگی ايرانی تا حد زيادی از دين و خانواده تاثیر می­پذیرند. همچنين برخی از سبک­های زندگی فراطبقاتی و برخی متعلّق به گروه­های اجتماعی خاصی است. به عنوان مثال اينکه برای گذراندن اوقات فراغت روش­های متفاوتی وجود دارد، نشان دهندة سبک­های متفاوت زندگی در ايران است.

 ·         سبک­های ­زندگی ­جهان ­وطنانه در ­ميان جوانان ­ايرانی و دلالت­های سياسی ­آنها                (دکتر محمود شهابی)

اگر جوامع اروپايي انقلاب و تغيير در سبک زندگی خود را در دهة پنجاه و شصت ميلادی تجربه کرده­اند، در­عوض در ايران ما از سال­های بعد از جنگ­ تحميلی (دو­دهة اخير) شاهد تغيير در سبک زندگی بوده­ايم. به صورتی ­که ساده زيستی سال­های ابتدايي انقلاب جای خود را به مصرف­گرايي داده است، زيرا که تحوّل سياست­های داخلی ايران و فرآيند جهانی­شدن موجب دگرگونی در سبک زندگی طبقة متوسط ايرانی گشته است که از سوی مسئولان سياسی کشور به­عنوان تهاجم فرهنگی غرب ناميده می­شود.

1-   مبانی نظری و پيشينة تحقيق:

برای مفهوم سبک زندگی تعاريف متعددی بيان شده که يکی از جامع ترين آنها تعريف گيدنز است. گيدنز می­گويد:« سبک زندگی همان رفتارهای عادی روزمره هستند که به صورت عادات مربوط به لباس پوشيدن، خوردن، محيط­های مورد قبول جهت ارتباط با ديگران خود را نشان می­دهند.

کسانی همچون روبرتس معتقدند که مفاهيمی مثل خرده فرهنگ را به علّت رشد جامعه­شناسی مصرف و مطالعات مربوط به سبک زندگی می­توان تحت عنوان حالات مختلف سبک زندگی جمعی نام برد. پذيرش مفهوم سبک زندگی به جای خرده فرهنگ جوانی به معنای ترجيح نظرية پساخرده­ فرهنگی بر نظرية خرده فرهنگی است. در ادامة اين مقاله بحث خواهيم کرد که کدام يک در اين دونظريه درمورد سبک زندگی جوانان در ايران صادق است؟

 سنخ شناسی سبک‌های زندگی جوانان ايرانی

1.      نويسندة اين مقاله در سال 1377 سه نوع سبک زندگی در­ميان جوانان ايرانی به شرح زير شناسايي ­کرده ­است:

 الف) سبک زندگی همنوايانه يا متعارف: دراين گروه سبک زندگی، جوانان ايرانی در جريان جامعه­پذيری هم مفاهيم و عناصری را که به صورت غيرعلنی از طرف خانواده به آن­ها عرضه می­شود درونی می­کنند و هم برنامه­ها و عناصری را که از سوی کارگزاران جامعه پذيری مثل مدرسه، رسانه و ... به آنها عرضه می­شود. سبک زندگی اين جوانان عمدتاً با معيارهای سنّتی جامعه و بزرگسالان هماهنگی دارد. هويت آنان تحت تأثير فرهنگ رسمی ­کشور شکل می­گيرد. اين نوع از جوانان را متعارف و يا همنوا می­نامند.

 ب) سبک زندگی جهان وطنانه (فرهنگ عامه پسند جهانی): در ميان اين دسته از جوانان ارضای آنی، لذت طلبی لحظه­ای، مدگرايي و ماجراجويي ارزش اصلی به شمار می­آيد. يکی از ويژگی­های سبک زندگی جهان­ وطن، زيرزمينی بودن بخشی از عناصر آن است. اين عناصر­ عبارتند­از: مصرف­ مشروبات­الکلی و شرکت در مهمانی­های خصوصی ­غير مجاز(پارتی)، دوستی­ها و روابط خارج از دايرة زناشويي، تماشای شبکه­های ماهواره­ای، موسيقی، رقص و ... اين گروه از جوانان همواره در اماکن عمومی با فرهنگ مسلّط و حاکم بر جامعه درحال چانه زنی می­باشند. مثلاً حجاب و لزوم رعايت آن در بيرون از منزل يا محل نشانة اين­گونه چانه زنی هاست. و يا به طور مثال پوشيدن انواع شلوارهای جين با پوشيدن مانتو تعديل می­گردد. بنابراين نتايج اين چانه زنی­ها به صورت درجاتی از به اصطلاح بدحجابی يا بدپوششی زنان و مردان در جامعه بروز می­کند. بدين لحاظ بخشی از جوانان جامعة ما به صورت دوگانه (دنيای عمومی، دنيای خصوصی) زندگی می­کنند. ظاهر، رفتار و زندگی عدّه­ای از آنان در پشت درهای بستة خانه (حوزة خصوصی) و در محيط­های فرهنگی ديگر (سفرهای خارجی) متفاوت از آن چيزی است که در اماکن عمومی داخل کشور مشاهده می­شود. حتی در سال­های اخير جنبه­هايي از سبک­های پنهان زندگی ظهور بيشتری در حوزه و فضای عمومی پيدا کرده­اند. به طور مثال امروزه به يُمن وجود تکنولوژی­های ديجيتال (اينترنت و تلفن همراه) بخشی از اطلاعات مربوط به دنيای خصوصی در معرض تماشای ديگران هم قرارگرفته است.

 ج) سبک زندگی بسيجی: اين گروه از جوانان به ويژه در زمان جنگ تحميلی عراق نقش مهمی در دفاع از کشور و انقلاب ايفا کردند. در پشت جبهه و حتی سال­های بعداز جنگ هم بر رفتار ساير شهروندان به ويژه جوانان نظارت داشته و فريضة امر به معروف و نهی از منکر را به جای می­آوردند. در اين سبکِ زندگی جوانان با محيط­هايي همچون مساجد و واحدهای نظامی در ارتباط هستند. اين سبک زندگی اغلب در­ميان نيروهای مردمی بسيجی قابل مشاهده است.

2.   قرائت­های بديل از دلالت­های سياسی سبک­های زندگی جهان وطنانه

درمورد رابطة ميان خرده فرهنگ­های ويژة جوانان و فرهنگ عامه پسند(جهانی) با دو نظرية مخالف يکی نظريه انديشمندان انتقادی مکتب فرانکفورت و ديگری نظرية گروه مطالعات فرهنگی بريتانيا، آمريکا، فرانسه و... روبرو هستيم. از ديدگاه مکتب فرانکفورت اين رابطه، رابطه­ای بی معنا، منفعلانه،کورکورانه، مغرضانه، لذت طلبانه و مصرف گرايانه قلمداد می­شود و از سوی ديدگاه مطالعات فرهنگی رابطه­ای آگاهانه، خلّاقانه، مستقلانه، معنی­دار و نمادين می­باشد. بنابراين از اين پس دراين نوشته، با مواضعی مواجه می­شويم که در باب خرده فرهنگ­های جوانی و سبک­های زندگی جهان­ وطنانه در ايران و رابطة آن با فرهنگ جهانی در داخل و خارج از کشور توضيح می­دهد.

 1-2 پذيرندگان سبک­های زندگی جهان وطنانه به مثابه قربانيان فرهنگ توده­وار

از نظر فرهنگ حاکم بر جامعه، جوانانی که سبک زندگی جهان وطن را انتخاب کرده­اند، قربانيان تهاجم فرهنگی غرب هستند. بدين ترتيب جوانان اين سبک زندگی را فريب خوردة امپرياليسم فرهنگی، شيفتة مصرف گرايي و يا ستون پنجم دشمن می­نامند. همچنين صفاتی مثل سوسول، ژيگول، منحرف و... که به آنها نسبت می­دهند نشان دهندة اين است که سبک زندگی آنان از سوی فرهنگ حاکم بر جامعه تأييد نگشته است.

 2-2 پذيرندگان سبک­های زندگی جهان وطنانه به مثابه چهل تکه سازان خودآگاه و برانداز

از نظر منتقدان، کسانی که با سياست­های فرهنگی حاکم مخالف هستند و حتی فعالان سياسی داخل و خارج از کشور، نفسِ وجود سبک زندگی چهان وطنانه نشان دهندة مقاومت در برابر فرهنگ مسلّط بر جامعه تلقّی می­شود. کسانی که به اين ديدگاه قائل­اند، معتقدند که به علّت نبود آزادی بيان انديشة سياسی، فرهنگ و به ويژه فرهنگ عامه پسند جنبة سياسی پيداکرده و صدای افراد به صورت غيرمستقيم رواج می­يابد. برهمين اساس شکل ­گيری خرده فرهنگ­های جوانی مثل پانک، رپ و هوی متال در ايران به مقاومت آگاهانه از سوی مخالفان سياسی نظام­جمهوری اسلامی عليه نظام تعبير شد، مانند بدحجابی زنان در سال­های بعد از انقلاب. بنابراين از­ ديد صاحب نظران، وجود چنين سبک­های زندگی نوعی دهن کجی به فرهنگ رسمی جامعه تلقّی می­شود. وجود بازارهای سياه فرهنگی برای فروش محصولات ممنوعه و وجود فعاليت­های خرده فرهنگی زيرزمينی، همگی برداشتی سياسی از سبک­های زندگی جديد و جهان وطن محسوب می­شود که برطبق ديدگاه کلارک وديک هبدايج، بريکولاژ يا چهل تکه سازی ناميده می­شود. به عقيدة کلارک، بريکولاژ عبارتست از تنظيم مجدد و قراردادن اشياء در يک زمينة جديد، به منظور ارسال پيام يا معنای جديد.

 3-2 پذيرندگان سبک­های زندگی جهان وطنانه به مثابه چهل تکه سازان فرامدرن

اين ديدگاه که تعبيری متعادل­تر دارد، خرده فرهنگ­های جوانان را نه مصرف­کنندگان منفعل و بردگان مُد می­داند و نه کاربران فعال و آگاه فرهنگ عامه­پسند (جهانی)

طبق اين ديدگاه مردم عادی از فرهنگ­های ديگر بخش­هايي را که با شرايط بومی و محلّی آنان سازگار است اخذ می­کنند و آن را با ارزش­های محلّی غنی­تر می­سازند يعنی ترکيبی از عناصر بومی و وارداتی. دراين فرآيند کارگزاران اصلی همان سرمايه گذاران فرهنگی محلّی هستند که محصولات وارداتی را براساس نيازهای بازار داخلی و کارآمد و مفيد بودن برای فرهنگ محلّی گزينش کرده و آنها را تغيير شکل می­دهند. در نهايت اين عمل باعث پيوندزنی فرهنگی می­شود. مانند کسانيکه از طريق تماشای شبکه­های ماهواره­ای خود را با افکار فرامدرن پيوند می­زنند و در عين حال به سنّت­ها و شعائر جامعة ايرانی نيز وفادار می­مانند. بنابراين افراد از اين­ طريق به مقتضيات فرهنگی ـ اجتماعی در­حال تحوّل به صورت انعطاف­ پذير پاسخ می­دهند که اين را رايمر جامعه­شناس سوئدی سبک زندگی فرامدرن می­داند. بدين­معنا که افراد از عناصر فرهنگی متعلّق به دنياها و زمان­های متفاوت اعم از سنّتی و مدرن چهل تکه­سازی می­نمايند. (عناصر مختلف را به يکديگر پيوند می­دهند). بنابراين از ديد اولف هانرز داشتن خصلت جهان وطنانه عبارتست از: نگرش مثبت نسبت به تنوّع و نسبت به همزيستی فرهنگ­های مختلف، تمايل به قرار­گرفتن در کنار ديگری و داشتن آمادگی برای راه يافتن به فرهنگ­های ديگر از طريق گوش دادن، تماشا کردن، تفکّر و...

 4-2 پذيرندگان سبک­های­ زندگی ­جهان­ وطنانه به ­مثابه کاربران سردرگم و آنوميک فرهنگ عامه‌پسند

اين ديدگاه هم تأثير هماهنگ ­کنندة فرهنگ عامه پسند جهانی را انکار می­کند و هم تمايل کاربران جهانی به هماهنگ شدن با فرهنگ غربی را. بنيامين باربر از صاحب نظران ­اين حوزه ­معتقد است که جوانان از پيوند زدن ميان هويت­جهانی و هويت محلّی­شان ناتوان هستند و دچار تناقض می­گردند. در هر کشوری مخاطب اصلی جوانان هستند که در تضاد ميان گذشته و آينده به سر می­برند، زيرا که اين جوانان هستند که با موسيقی MTV و شبکة تلويزيونی استار به رقص درمی­آيند و باز اين جوانان هستند که با ساز پرطنين هويت قومی و تنفّر از غير می­رقصند. آنان نه توان طرد فرهنگ عامه پسند جهانی را دارند و نه قادر به تلفيق و ادغام آن با فرهنگ محلّی­شان هستند. افراد نمی­توانند در آنِ واحد در هر دو حوزه زندگی­کنند و چاره ای جز انتخاب ندارند.

 نتيجه­گيری:

نظرية خرده فرهنگی و نظرية پساخرده فرهنگی هيچ­کدام نمی­توانند تجربيات دوران جوانی در ايران را توضيح دهند چرا که دسترسی جوانان ايرانی به کالاهای مصرفی به صورت نسبی و نابرابر می­باشد و امکان استحالة نمادين کالاهای­مصرفی تنها برای بخشی از جوانان ايرانی فراهم­است، چرا که ايران نسبت به کشورهايي مثل بريتانيا از سطح توسعه و وفور مصرفی پايين تری برخوردار است. و از طرفی هم همة فعاليت­های فرهنگی جوانان را نمی­توان فعاليت­های آگاهانة پوشيده در لفاف دانست. در نظرية پسا خرده فرهنگی نيز که افراد سبک زندگی انعطاف پذير را انتخاب می­کنند، درمورد جوانان ايرانی چندان کارساز نيست، زيرا که اين سبک منجر به اين می­شود که جوانان ذائقة موسيقی و سبک خود را تغيير دهند و وابستگی­های فرهنگی آنان به صورت موقّت و محدود به زمان گردد. چنين وضعيتی در جامعة ايرانی به دليل محدوديت­های اجتماعی و فرهنگی، رواج الگوهای سبک زندگی مورد قبول فرهنگ رسمی، تفاوت در سرمايه و وضعيتِ اقتصادیِ افراد، درجات مذهبی بودن، ديدگاه­های سياسی و ايدئولوژيک جوانان، حداقل در حوزة عمومی صادق نمی­باشد. امّا درحوزة خصوصی مقداری فرديت وجود دارد. مانند افراد روزه داری که بينندة تلويزيون­های ماهواره ای نيز هستند. آنچه مسلّم است اينست که در جامعة ما علی رغم وجود سبک زندگی مدرن و پست مدرن، عناصری از سبک زندگی سنّتی هم وجود دارد، يعنی جامعة ايرانی يک جامعة شقاق يافته است، مثلاً عده­ای برنامه­های تلويزيونی جمهوری اسلامی را به اندازة کافی اسلامی نمی­دانند و درعوض عده­ای هم آن­ها را خسته کننده می­دانند و بيشتر بينندة شبکه­های ماهواره­ای هستند. البته اين شقاق فرهنگی در عرصة پوشش و حجاب زنان و مردان نيز قابل رؤيت است. علی رغم اينکه در ايران در برخی از زمينه­ها همگرايي و مشابهت­هايي وجود دارد (مثلاً وجود تلويزيون­های ماهواره­ای که حتّی جوانان روستايي نيز دارا می­باشند) هنوز نمونه­هايي از تفکيک و تمايز در بين افراد به عنوان کاربران فرهنگ عامه­پسند نيز وجود دارد. مثلاً اينکه پارتی­های خانگی در برخی از طبقات اجتماعی جامعه رواج يافته و در برخی ديگر وجود ندارد. رواج عناصری از فرهنگ مصرفی از جمله سبک­های زندگی جديد حداقل در شهرهای بزرگ ايران (از جمله تهران) دارای يک الگوی «رخنه به پايين» می­باشد. تفاوت­های طبقاتی همچنان يکی از مهمترين عوامل تحوّل اجتماعی در ايران محسوب می­شوند. به­طور­مثال سبک زندگی طبقات متوسط که بر فراغت، ارضاءطلبی و لذّت­گرايي گرايش دارند، به يک استاندارد هنجاری تبديل شده و در حال شکل دادن به آرمان­ها و سبک­های زندگی طبقات پايين­تر است. هرچند طبقات پايين­تر ممکن است استطاعت مالی برای مصرف را نداشته باشند، امّا حداقل در سطح فانتزی (تخيّل) چنين کاری را انجام می­دهند. البته برطبق ديدگاه ترنر نيز مصرف­گرايي طيف وسيعی از سبک­های زندگی را به­وجود می­آورد (تکثّر سبک­های زندگی) که از بسياری جهات با سبک زندگی هم شکل که مورد قبول اصول­گرايي اسلامی می­باشد در تضاد است.

بنابراين ترنر مصرف­گرايي پسامدرن را تهديدی جدّی در برابر اسلام می­داند. امّا با اين حال شواهد موجود در جامعه نشان می­دهد که جوانان تمايل و توانايي تلفيق دو دنيای متفاوت را دارا می­باشند. (چهل تکه سازی فرهنگی) بخشی از جوانان امروز در حال تلفيق مسجد و ماهواره هستند (اختلاط فرهنگی) و با اين کار احساس تضاد، تناقض و آنومی هم نمی­کنند. مانند جوانی که ادعا می­کند پوشيدن لباس­هايي مثل پوتين و جين را دوست دارد، از مدهای روز دنيا پيروی می­کند، به شرطی که با معيارها و باورهايش هماهنگی داشته باشد و مثلاً از مدهايي مثل جين­پاره پيروی نمی­کند. بنابراين تلفيق ­عناصر ­سنّتی و­ مدرن همان­گونه که جيمز­لال هم­ می­گويد: هم منطقی است و هم عملی. البته ذکر اين نکته نيز لازم است که سبک­های زندگی جوانان ايرانی فاقد پيامدهای سياسی نمی­باشد، بلکه نظام جمهوری اسلامی ايران با روند ناخواسته­ای از تجدّد در درون مرزهای خود روبه رو است. نيروهای جهانی سازی بخشی از فشارهای خود را برای همنوايي از طريق نيروهای داخلی اعمال می­کنند و از اين طريق در فرآيند جامعه پذيری مطلوب از ديد فرهنگ مسلّط و غالب اختلال ايجاد می­کنند. البته فرهنگ غالب نيز تحت تأثير نيروهای جهانی شدن از خود انعطاف و تحوّل پذيری نشان می­دهد. تحوّلاتی که در سياست­های ارتباطی مثل ويدئو، ماهواره، اينترنت و... و نيز تحوّلاتی که در زمينة مسائل زنان و جوانان به وقوع پيوسته، نشان دهندة انعطاف در سياست­ها، روش ها و نگرش­ها در فرهنگ غالب است. البته اين انعطاف پذيری حدّ و مرزی هم دارد که فراتر از آن رفتن غيرممکن می­باشد. اين به معنی آن است که
بخش­هايي از سبک زندگی جهان وطنانه همچنان در زيرزمين باقی خواهد ماند و بخش هايي هم تحت تأثير رابطة بين فرهنگ رسمی و غيررسمی ممکن است به صورت تعديل شده­ای نهادينه شوند. بنابراين همواره بين فرهنگ رسمی و غير رسمی نوعی پيوند زنی فرهنگی وجود دارد.

 ·         تحوّل الگوهای سبک زندگی جوانان در ايران (دکترمحمدسعيد ذکايي)

1-       اهميت و جايگاه سبک زندگی در زندگی جوانان

1-          سبک زندگی را می­توان الگوهايي از کُنش دانست که تميز دهندة افراد جامعه از يکديگر است.

در باب خرده فرهنگ­ها و هدف از شکل ­گيری آن­ها در کشورهای غربی و ايران نيز ذکر اين نکته لازم است که در غرب خرده فرهنگ­ها شيوه­هايی برای ابراز وجود می­باشند که جمعی برای اعتراض، برخورد با تناقض­ها يا مشکلات به صورت مشترک آن­را به وجود می­آورند و به صورت جمعی نيز تلاش می­کنند. بنابراين خرده فرهنگ­های جوانان با نشانه­های مخصوص به خود مثل موسيقی خاص، مد، لباس، تزئين و آرايش ظاهر راه حلّی برای مواجهه با بحران­های هويتی و ارتقاء عزّت نفس پيش روی جوانان قرار می­دهد و جنبة جمعی و اجتماعی نيز دارد. امّا درعوض در خرده فرهنگ­های جوانان ايرانی مثلاً در گروه­هايي مثل پانک­ها ـ رپ، هوی متال و... چيزی با نام آگاهی و هويت جمعی مشترک و تلاش ايدئولوژيک در جهت رفع مشکلات جمعی جوانان يا وجود ندارد و يا بسيار ناچيز است و درمورد طيف وسيعی از جوانان، پناه آوردن به خرده فرهنگ­ها شيوه­ای برای جوانی کردن و پر­کردن فرصت زندگی محسوب می­شود. خرده فرهنگ­های ايرانی که جلوه­های بيرونی آن مصرف مد و تزئين بدن است، غالباً فاقد جهت­گيری­های انتقادی به نظم اجتماعی که بر جامعه حاکم است، می­باشند. با اين حال در سطح فردی روشی برای تسکين مشکلات و بحران­های هويتی آنان محسوب می­شود.

در ادامه ذکر اين نکته لازم است که علّت اهميت يافتن سبک زندگی در جامعة مدرن را بايد ناشی از تحوّل در ويژگی­ها و شاخص­های جوانی نيز دانست، که در ادامة بحث برخی از اين شاخص­ها را بيان خواهيم­کرد.

 2-     شاخص­های تحوّل جوانی و سبک زندگی:

1-2 امتداد يافتن دورة جوانی:جوانی در دورة معاصر زودتر آغاز می­گردد و ديرتر پايان می­يابد، با اين حال پيشرسی در بلوغ، به تأخير افتادن سن اشتغال تمام وقت، تأخير در ازدواج و... موجب طولانی شدن اين دوره گشته است.

2-2 فردی شدن: جوانان در تجربة رسيدن به بزرگسالی کمتر تابع مدل­های نقش­های بزرگسالان هستند و عموماً متّکی به انتخاب­ و گرئههای خاص خويش هستند. تکنولوژی­های جديد اطلاعاتی و ارتباطی به ويژه ماهواره و اينترنت سبب شده که جوانان اوقات فراغت خود را بيشتر در خلوت سپری کنند. فردی شدن، جوانان را بيشتر از گذشته مسئول ساختن آيندة خويش می­سازد و دغدغة اصلی آن­ها رشد توانايي ها و تجارب خودشان است.

3-2 عدم اطمينان و خطر: ويژگی ديگر وضعيت جديد جوانان پيش بينی ناپذيری کمتر آينده است. تداوم صنعتی ­گرايي خطرات و تخريب زيادی را به همراه دارد، مثل خطرات حاصل از آلودگی محيطی، انرژی هسته­ای و ... . همچنين عواملی مثل ناشناخته بودن نقش­های بزرگسالی که نوجوانان و جوانان بايد در آينده ايفاء­کنند، چند برابر شدن جوانان تحصيل کرده و، تورّم جوانان با مدرک تحصيلی بالا و تضمين کمتر تحصيلات برای دريافت مشاغل انتخاب­های متنوّعی که در مسير تحصيلی و شغلی با آن روبرو است و ... می­تواند موجب ايجاد احساس عدم اطمينان جوان نسبت به آينده گردد.

4-2 ريسک پذيری: نامطمئن بودن نسبت به آينده موجب گشته است که همة فعاليت­های جوانان با ريسک و خطر همراه باشند. به طور مثال جوانان ايرانی می­دانند بدون تحصيلات عاليه در مشاغل حرفه­ای استخدام نمی­شوند و همچنين می دانند که تحصيلات دانشگاهی هم تضمين کنندة اشتغال نيست، امّا بسياری از آنان ريسک کرده و اين مسير را طی می­کنند. نسل معاصر به علّت مجاورت با رسانه­ها و اخبار، بيش از نسل ديگری شاهد تجاوز و خشونت بوده­اند و احساس ترس و ناامنی در بين آنان بيشتر است، مثل جنگ در عراق و افغانستان، خطر آلودگی­های هسته­ای و... اين نسل اعتقاد دارند که نسل پيشين لذّت بخشی بيشتری از تجربة جوانی خود داشته اند.

5-2 نگرش متفاوت به کار و فراغت: از انتقادات رايج بزرگسالان به جوانان انگيزه و تعهّد کاری کمتر آن­ها است. نسل جوان اعتقادی به امنيت شغلی ندارد. بسياری از جوانان امروز برای ساختن هويت خود بيشتر بر فراغت تأکيد دارند و به زندگی بعد از کار گرايش دارند. آن دسته از جوانانی که سرماية اقتصادی و فرهنگی کافی در اختيار دارند، فراغت می­تواند نوع خاصی از ارتباطات را برايشان ايجاد­کند. به طور­مثال جوانان وقتی ورزشی را انجام می دهند، برای نوشيدنی دور يکديگر جمع می­شوند، به مسافرت می­روند و ديگر، تنهايي، فشار و استرس را از خود دور نمی­سازند، بلکه بيشتر سعی دارند که خود را و هويت خويش را در قالب جمع وگروه­های جمعی شکل دهند. همچنين فراغت در جامعة امروز موجب زيبا ساختن زندگی روزمره گشته است. جوانان مدرن بيشتر از قبل به زيبايي، ظاهر خود و تجارب لذت بخشی که از فراغت حاصل می­شود علاقه دارند.

6-2 برقراری ارتباط به شيوة متفاوت: امروزه رسانه­های جمعی منبع اصلی شکل دهی هويت جوانان گشته اند. جوانان فعلی اولين نسل جوانان آشنا به کامپيوتر و تکنولوژی­های ارتباطی هستند که اين تکنولوژی بر ذوق، سليقه و نياز آن­ها تأثير زيادی گذاشته است. ريسک پذيری، تقويت فرديت و استقلال عمل و انتخابی بودن، ايجاد تعارض، دوسويگی و بحران در هويت، خصوصی­کردن زندگی، زيباسازی زندگی روزمره، کسب سريع تجارب مربوط به بزرگسالی و... از جمله تأثيراتی است که تکنولوژی بر ارزش­ها، هويت و گرايش­های جوانان گذاشته است.

 7-2 مصرف­گرايي و مصلحت طلبی: نسل جديد بيشتر از قبل به دنبال داشتن اوقاتی شاد و پر لذّت است، خواه در محيط کار، خواه در منزل. جوانان امروز کار را صرفاً برای کار نمی­خواهند، بلکه آن­را وسيله­ای برای رسيدن به اهداف خود يعنی پول، لذّت و فراغت می­دانند. تجاری شدن فراغت و ضرورت صرف هزينه برای فراغت (مثل ورزش، سفر، رفتن به کلاس­های هنری)، داشتن کار درآمدزا را برای جوانان مهم ساخته است. دسترسی به امکانات رسانه­ای و توجه بيش از اندازة والدين، برخی از جوانان را متوقّع ساخته است و برای پيمودن مسير پيشرفت و رسيدن به امکانات بسيار عجله دارند. البته خواسته­های جوانان يکسره حول مادی گرايي چرخ نمی­زند، بلکه آن­ها زندگی خوب و با کيفيت را بر رفاه­ مادّی ترجيح­می­دهند و از اين جهت در انديشه­های آن­ها گاهی نوعی تناقض هم وجود دارد. همچنين عواملی از قبيل سطوح توسعه يافتگی، زمينه­های اجتماعی، سياسی و ايدئولوژيک، جهانی­شدن اقتصاد و فرهنگ، تحوّلات تکنولوژيک و رسانه­ای، شرايط يکسانی را متوجه حيات جوانان و پديدة جوانی در جوامع غربی و ايران ساخته است. با اين حال شرايط و بستر تاريخی ـ اجتماعی خاص هر کشور و تأثير فرهنگ محلّی بر حيات جوانان را نبايد ناديده گرفت. در ادامة اين مقاله تأثير انواع رسانه­های جديد و فرهنگ بدن و تناسب را بر سبک­های زندگی جوانان ايرانی بيان خواهيم نمود.

 3-      رسانه های جديد:

1-3 اينترنت: اينترنت به عنوان يکی از رسانه­های جديد، رشد فزاينده­ای در ميان جوانان داشته است. پژوهشی در سال 1383 در باب نحوه و انگيزة استفادة جوانان از اينترنت انجام گرفته است که نتايج آن بدين ترتيب می­باشد:

1-    صورت غالب استفادة جوانان به صورت سرگرمی، در قالب چت روم­ها و پيام گذاری­های فوری، آن هم با انگيزه­هايي مثل تنهايي، دوست­يابی، گمنامی و امکان جعل هويت، تازه بودن محيط چت و...(7/29%)  2-ارسال e-mail (9/27%)  3- استخراج و جستجوی اطلاعات علمی (3/27%)

استقبال جوانان ايرانی از اينترنت به علّت محدوديت­های فراغتی و تنگناهايي که در ارتباط با جنس مخالف در فضای عمومی دارند، بسيار زياد است، به گونه­ای که 100% گفتگوها با افراد غيرهم جنس بوده است. استفاده از اينترنت مزايا و معايبی را نيز برای کاربران خود به همراه دارد که برخی از آن­ها بدين شرح می­باشند:

1-    اينترنت فضايي مجازی را ايجاد می­کند که جوانان الگوهای ارتباطی، ارزش­ها و ماجراجويي­های جنسی خود را مشابه با فضای واقعی بازآفرينی می­کنند.

2-       اينترنت موجب می­شود که جوانان عرصه­ای برای بازانديشی در هويت خويش را در اختيار داشته باشند.

3- حضور مستمر در اينترنت و به ويژه تعامل و تبادل اطلاعات با کاربران متعدد و متفاوت موجب شکل گيری هويت مدرن و بازانديشانه در بين کاربران ايرانی می­گردد و پذيرش تنوّع­ها و تفاوت­های فرهنگی و انديشه­های جهان وطنانه را آسان­تر می­سازد.

4- اينترنت شيوه­های تازه­ای را درمورد ارزش­های مربوط به ازدواج و دوستی­های رمانتيک در اختيار جوانان قرار می­دهد و موجب می­گردد که سليقه­ها، ارزش­ها و معيارهای آن­ها منطبق با معيارهای رمانس غربی گردد.

5- حضور در فضای مجازی (اينترنت)، اجازة مدرن بودن و مدرن زيستن را برای جوانان صادر می­کند.

6- استفاده از اينترنت ممکن است بر مهارت­ها و علائق جوانان برای گذراندن  اوقات فراغت به صورت خلاقانه و فعالانه تأثيرگذارده و موجب گردد که به صورت منفعلانه از اين رسانه استفاده نمايند.

7- حضور در فضای مجازی اينترنت علاقة جوانان به مشارکت اجتماعی و فعاليت های مدنی را تحت الشعاع قرار می­دهد و همچنين موجب کم رنگ ساختن هويت ملّی، دينی و شهروندی آنان می­گردد.

2-3 تلفن همراه: احساس امنيت و اعتماد به نفس، افزايش استقلال عمل، عميق ساختن روابط دوستانه، گسترش ارتباطات فردی، برقراری روابط دور از نظارت خانواده، ايجاد پايگاهی برای سرگرمی، لذّت و فراغت و... از جمله تأثيرات اين رسانه بر سبک زندگی جوانان محسوب می­شوند.

تلفن همراه اين امکان را به جوانان می­دهد که به علّت امکان تماس مداوم با خانواده و کاهش نگرانی­های آنان، زمان بيشتری را بيرون و جدای از خانواده سپری­کنند و امکان تماس با دوستان حتّی خارج از نظارت و کنترل خانواده را فراهم می­سازد.

3-3 سبک­های بدنی: رشد تکنولوژی­های تغذيه، سلامت و ورزش، مصرف گرايي شديد، اهميت يافتن جوانی و علاقه به بدن­های زيبا و جوان، سبک­های بدنی را در مرکز توجّه افراد قرار داده است، که البته اين مسئله برای دختران اهميت بيشتری يافته است، زيرا که نتايج تحقيقی نشان داده که رضايت بدنی از شاخص­هايي مثل قد ـ وزن ـ اندام و... در پسران بيشتر از دختران است. توجه جوانان به مُد و ترکيب ايده­آل بدن و رژيم­گرفتن، تحت تأثير فرهنگ رسانه­ای شکل گرفته است که هم پسران و هم دختران را تحت تأثير قرار داده است. جوانان علّت رژيم گرفتن خود را دلايلی مثل سلامتی و تندرستی (پسران بيش از دختران)، جلب توجه جنس مخالف و­اشتياق برای پوشيدن لباس­هايي­که در ويترين مغازه­ها وجود­دارند (دختران بيش­از پسران) ذکر­کرده­اند. پروژة بدن و توجه به آن اگرچه برای جوانان دختر و پسر ايرانی قابل توجه است، امّا تحت تأثير شرايط ساختاری و زندگی جوانان، ميزان سرمايه­های اقتصادی و اجتماعی و مکان زندگی آنان و الگوها و ارزش­های مردانگی و زنانگی قرار دارد. مثلاً جوانان مناطق محروم تر ارزش­های مردانه را بيش از ساکنان محلّات مرفه نشان می­دهند.

 نتيجه گيری:

در­ جامعة­ايران شرايطی مثل سکون­ جامعه بعد از جنگ­تحميلی، نفوذ فرآيند­ جهانی ­سازی، رشد تکنولوژی­های اطلاعاتی و ارتباطی، رواج فردگرايي، تغيير الگوهای ارتباطی دختران و پسران، افزايش فضای دموکراتيک در خانواده­ها، تغيير شرايط اقتصادی، رشد تحصيلات دانشگاهی و... موجب انتقال فرهنگی و تغيير سبک زندگی جوانان گشته است. نسل فعلی جوانان ايرانی، شرايط نسلی و تاريخی متفاوتی را تجربه می­کنند و بستر متفاوتی که مدرنيسم جامعة ايرانی در آن عمل می­کند، اهميت مصرف را افزايش داده است.

 ·         تحوّل سبک زندگی روستايي در ايران( دکتر نعمت ا... فاضلی)

زندگی روستايي اگرچه اکنون فقط معادل 4/1 جمعيت ايران را شامل می­شود، امّا در طول تاريخ مشکل غالب زندگی ما بوده است و بر شکل گيری فرهنگ و تمدن ايرانی تأثير زيادی گذاشته است. بنابراين نويسنده در­اين مقاله قصد دارد تا ضمن بيان تفاوت­های زندگی شهری و روستايي به بيان چگونگی شهری شدن زندگی روستايي از منظر سبک زندگی بپردازد. يکی از جامعه شناسان ايرانی دراين باره می­نويسد: اصولاً شهرنشينی در ميان روستاييان يک ارزش اجتماعی و آرزوی آن­ها تلقّی می­شد، زيرا که روستاييان به علّت تحقيرهايي که از سوی شهريان و مالکان بزرگ بر آن­ها اعمال می­شد، نسبت به زندگی روستايي خود احساس حقارت و نارضايتی داشتند. (نيک خلق 110:1384) امروزه در روستاهای ايران نوعی مدرنيتة روستايي ايرانی بوجود آمده است و ديگر در آن­ها کمتر می­توان شعر، زبان و موسيقی محلّی و بومی را مشاهده­کرد و به جای آن­ها همان رسانه ها و فرهنگ عامه پسند جايگزين شده است. حتّی صنايع دستی نيز کاهش يافته است. نسل جوان روستايي، امروزه حتّی در لباس پوشيدن، آرايش، گفتار و رفتار نيز با نسل بزرگسالان خود تفاوت اساسی دارد.

 مروری بر گفتمان‌های روستاپژوهی ايران:

اکثر مطالعاتی که بر روی روستاها انجام گرفته است، بر وجوه اقتصادی، جمعيتی و مادّی روستاها تأکيد داشته­اند، در حاليکه خسرو خسروی از پيشگامان مطالعات روستايي در ايران می­گويد: رابطة شهرها و روستاها تنها براساس وجوه اقتصادی نبوده بلکه زمينه­های اجتماعی را هم دربر می­گرفته، به طور مثال؛ روستاها نيروی انسانی دستگاه های دولتی را در زمان جنگ فراهم می­کردند. مهاجران روستايي در شهرها به صورت خدمه در کارهای توليدی شرکت می­کردند. امّا ذکر اين نکته نيز لازم است که روستاييان دراين فرآيند به طورکامل جذب فرهنگ و سبک زندگی شهری نگشته­اند و تضاد ميان سنّت و نوگرايي در زندگی آنان به طور مستقيم مشاهده می­شود. بهنام راسخ در کتاب مقدمه­ای بر جامعه شناسی ايران می­نويسد: ده نشينان هنوز هم به علّت روحية محافظه­کاری خويش، بهتر از شهرنشينان سنّت­ها، آداب و رسوم و عقايد ديرين را حفظ کرده­اند و اگر کسی بخواهد دربارة معتقدات، مناسک، لهجه های قديمی و... تحقيق کند، بهترين مکان برای او همان روستاها هستند. چون علم وفن به اندازة شهرها در روستاها رخنه نکرده است. باستانی پاريزی، مورّخ اديب نيز بيان می­دارد: در تمام طول تاريخ، همين دهات کوچک بوده­اند که مردان بزرگ سياست، علم و ادب را به شهرهای ايران تقديم کرده­اند. در ادامة اين مقاله مقداری در باب عواملی بحث خواهيم کرد که با نفوذ خود به درون روستاها، فرهنگ و سبک زندگی روستايي را دستخوش تغيير و تحوّلاتی نمودند.

سفرهای زيارتی: درگذشته به علّت فقدان وسايل ارتباطی و حمل و نقل راحت و عدم امنيت در راه­ها، روستائيان کمتر از محيط خود به سوی شهرها خارج می شدند، مگر به قصد زيارت. البته اين سفرهای زيارتی نيز عموماً مخصوص اقشار مرفه و مردان بزرگ­سال بود. سفرهای زيارتی تجربه­ای برای مشاهدة ساير فرهنگ­ها برای روستائيان بود و القابی مثل حاجی، کربلايي، مشهدی و... که به زائران می­دادند موقعيت و نقش اجتماعی جديدی را برای آن­ها تعيين می­کرد. هدايا و سوغاتی­هايي که زائران با خود از شهرها به روستاها می­آوردند موجب آشنا ساختن آن­ها با مظاهر زندگی شهری (مثل آب لوله کشی، خيابان­ها، اتومبيل­ها، مراکز درمانی و نظامی و...) و معرفی شهرها به روستاييان می­شد. دراين سفرها افراد فرصت­های زيادی برای گفتگو و انديشيدن دربارة موضوعات مختلف زندگی با مردمانی از شهرها و روستاهای ديگر بدست می­آوردند. به علاوه اين سفرها تنها موقعيتی بود که والدين روستايي مجال کافی برای توجه کردن به نيازهای روحی، روانی و عاطفی فرزندانشان می­يافتند. زيرا که فرزندان در وضعيت عادی (غير سفر) اغلب والدين را به صورت کارفرما يا ارباب که آن­ها را برای انجام کارهای کشاورزی و دامپروری وادار می­ساختند، تجربه می­کردند.

نظام وظيفه: عدّه­ای نظام وظيفه را از عوامل مهاجرت­روستاييان به شهرها می­دانند. علاوه بر­اين خدمت نظام وظيفه بر روحيات و الگوهای رفتاری روستاييان تأثير می­گذاشت و آن را يکی از مهم ترين عوامل تحوّل فرهنگی و اجتماعی در روستاها می­دانند. افراد در اين دوره با شهرها و محيط آن و سازمان اداری دولت آشنا می­شدند. امور و سلاح­های نظامی، ورزش­ها و تمرينات بدنی، نظم و ترتيب و ... را فرامی­گرفتند. بدين جهت از نظر روستاييان، دوران خدمت يک فرآيند جامعه پذيری مدرن و پيوستن به دنيای امروز بوده است.

نظام مدرسه‌ای: مدرسه مهم ترين عامل تحوّل فرهنگ در روستاها محسوب می­شود. تا پيش از اين نظام آموزش در روستاها به صورت مکتب­خانه بوده است. نظام مدرسه­ای مجموعه­ای از تعاليم بود که موجب تحوّل ديدگاه­های دينی و سنّتی روستاييان می­شد. افراد در مدرسه در کنار فراگيری مباحث تاريخ، جغرافيا، ادبيات و... دانستنی­های عرفی و دينی مانند علوم و فنون جديد را نيز فرا می­گرفتند. هدف غايي مدرسه، آماده سازی فرزندان روستايي برای ايفای نقش­های مدرن و نه سنّتی می­باشد. از ديگر تأثيرات نظام مدرسه­ای بر روستاها را می­توان مهاجرت روستاييان به شهرها دانست، زيرا که روستاييان تعليم ديده ديگر زندگی در محيط روستا را شايستة شأن خود نمی­دانستند، زيرا که در روستا امکان استفاده از سواد و دانشی که آموخته بودند وجود نداشت. امّا از آنجايي­که به طور پيوسته با زادگاه خود ارتباط داشتند اين امر باعث انتقال تدريجی فرهنگ شهری به روستاها می­شد.

مصرفی شدن روستاها: به تدريج شبکه­های تعاونی در روستاها گسترش­ يافتند. تعاونی­های­ روستايي، چند­منظوره بوده و به فعاليت­های مختلف خدماتی، توليدی، بازرگانی و ترويجی می­پرداختند. اين تعاونی­ها که در راستای حمايت دولت از روستاييان و توسعة کشاورزی تشکيل يافته بودند، فعاليت­هايي از قبيل توزيع وام­های معيشتی، سوخت روستاييان، کودهای شيميايي، سموم دفع آفات بذرهای گياهی، ماشين آلات کشاورزی، کالاهای کوپنی و ... را نيز به­عهده داشتند. همچنين به زمينه­های فرهنگی و اجتماعی و حلّ و فصل اختلافات محلّی و... نيز می­پرداختند.

مجازی شدن روستا: تأسيس مراکز جامع خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات روستايي، خدماتی را نظير کافی نت، آمفی تئاتر، کارگاه­های آموزشی، پست بانک­ها، دفاتر دامپزشکی، خدمات بيمه و... را برای روستاييان فراهم می­ساخت که هرکدام از آن­ها در تغيير سبک زندگی روستايي تأثير زيادی دارند.

جشنوارة ورزشی روستا و عشاير: وجود اين جشنواره­ها در روستاها می­تواند موجب ترويج و احيای ورزش­های بومی و محلّی و شناسائی استعدادهای ورزشی جوانان روستايي و ساماندهی ورزش روستايي گردد.

 ·         مطالعات جنسيتی اوقات فراغت به سوی تبيين سبک زندگی (سميه شفيعی)

در دنيای امروز عواملی چون جهانی شدن، شهرنشينی فزاينده، توسعة ارتباطات، رشد رسانه­ها، به ويژه فضای مجازی (اينترنت)، تنوّع کالاها و خدمات و... فرصت­هايي را برای انسان به وجود آورده که زندگی او را دستخوش تغييرات بسياری ساخته است. دراين نوشتار سعی داريم که بر نحوة گذراندن اوقات فراغت و تأثير عامل جنسيت بر­آن به عنوان مهمترين شاخص سبک زندگی تمرکز نماييم.

تعريف سبک زندگی:

ليزر سبک زندگی را براساس الگوی خريد کالا تعريف می­کند و می­گويد: سبک زندگی دال بر شيوة زندگی متمايز جامعه يا گروه است، شيوه­ای که بدان طريق خريد می­کند و کالای خريداری شده را مصرف می­کند. اين شيوه بازتاب سبک زندگی مصرف­ کننده در جامعه است. (فاضلی، 68:1382) همان­طور که بارها نيز اشاره شده فعاليت­هايي که افراد در زمان فراغت انجام می­دهند نشانه­ای از ارزش­های فرهنگی و قريحة فرد و يکی از شاخص­های سبک زندگی است. البته بايد توجه داشت که فاکتورهای متعدّدی در ايجاد سبک زندگی دخيل هستند، از جمله وضعيت مادّی، ارزش­ها و گرايش­ها، تحصيلات، سن، جنسيت، شغل، دين و تعهّدات مذهبی، محيط و شرايط زندگی و ... که در­اين مقاله سعی داريم تا به بيان ابعاد جنسيتی سبک زندگی بپردازيم. توجه به نقش زنان و مردان، توانايي­های فکری، روحی، روانی و جسمی و مسئوليت­های آنان، محققان را به اين نتيجه رسانده است که نه تنها اوقات فراغتِ دوجنس، متفاوت است، بلکه نحوة پرداختن به فعاليت­های تفريحی نيز تفاوت دارد. مطالعات زيادی در داخل و خارج از کشور، در باب اوقات فراغت و نحوة گذراندن آن در زنان و مردان انجام گرفته­است­ که نتايج بدست­ آمده از اين تحقيقات را می­توان به صورت زير­خلاصه کرد:

* زنان اوقات فراغت خود را بيشتر در داخل خانه سپری می­کنند.

* زنان در زمينة اوقات فراغت دارای تجارب مشترکی هستند.

* اوقات فراغت زنان کم و ناچيز است و فعاليت های تفريحی زنان، آن دسته از فعاليت­هايي است که به راحتی می­توان از آن دست کشيد و يا آن را به زمان ديگر موکول کرد.

* فعاليت­های تفريحی زنان هماهنگ و در رابطة مستقيم با کار خانگی و نگهداری از کودکان است و از ديد پارکر، به علّت وجود رابطة پدرسالاری و مردسالاری، کار خانگی و گذران فراغت ميان دو جنس به صورت ناعادلانه تقسيم شده است.

* برنامه­های زنان برای گذراندن اوقات فراغت شامل طيفی خاص همچون: گوش دادن به راديو، طراحی دکوراسيون، کارهای دستی مثل سوزن دوزی و قلاب بافی و... است.

* در مطالعاتی که شيلا اسکراتون در باب سبک زندگی و تأثير جنسيت برآن انجام داده است، اين نتيجه بدست آمد که زنان بخش عمده­ای از وقت خود را ـ بيش از مردان ـ به مرور کردن خاطرات خود می­پردازند.

* تلاش زنان برای داشتن تفريحی مستقل از شوهران و خارج از خانه، موجب دعوا و کشمکش می­گردد و اگر مردان با فعاليت­های همسرانشان موافق نباشند به صورتی رفتار می­کنند تا هنجارهای پدرسالارانه را القاء نمايند. به عبارت ديگر مردان به نوعی از اقتدار مردانه استفاده ­کرده و به راحتی خروج زنان را ممنوع می­کنند.

* مردان معمولاً مقدار زمانی را که همسران، و يا حتّی فرزندان دخترشان به تفريح و يا هرگونه فعاليت اجتماعی اختصاص می­دهند تحت کنترل دارند.

* ورزش به عنوان يکی از فعاليت­های تفريحی، شاهد حضور کمتر زنان نسبت به مردان است، به طوريکه حتّی طرح­ها و نظريه­های تفريح و ورزش نيز حاصل تحليل مردانه است و زنان را عملاً ناديده گرفته و کم اهميت تلقّی می­کنند. کمبود انرژی لازم برای ورزش، وجود کارهای خانگی و در دسترس نبودن پول کافی، از موانع زنان برای دسترسی به اوقات فراغت رضايت بخش به حساب می­آيند. زنان شاغل در کنار کار خانگی که کاری زنانه تلقّی می شود، کمترين فرصت فراغت و انرژی لازم برای گذران آن را دارند. زنان با به دوش کشيدن بار مضاعف کار دستمزدی و کار خانگی، اوقات فراغت را همچون سرابی در پيش چشم خود می­بينند. همچنين پژوهشی نيز در باب نحوة گذران اوقات فراغت در ميان زنان و ميزان رضامندی آنان از گذران اوقات فراغت در بين زنان شاغل دانشگاه علامه طباطبايي در سال 1382 انجام گرفته­است که شايد بتوان گفت جديدترين پيمايش در اين زمينه می­باشد. نتايج بدست­آمده از اين تحقيق نیز به صورت زير می­باشد:

* در زمينة قدرت تصميم گيریِ مردان در خصوص گذران اوقات فراغت همسرانشان، مردان در باب تصميم­گيری دربارة محل گذراندن ساعاتی از روز خارج از خانه (پيک نيک، خريد، سينما و...) با دوستان و بدون همراهی همسر، دخالت زيادتری را اعمال می­کنند. بعد از آن در مواردی مثل رفتن به ميهمانی بدون همسر، رفت وآمد با خويشاوندان همسر بدون همراهی همسر، دعوت يکی از دوستان به منزل، زمانيکه شوهر در خانه نيست، شوهران دخالت خود را اعمال می­کنند.

* در زمينة ميزان مشارکت مردان در انجام کارهای خانه نيز مردان به ترتيب اموری همچون: تعميرات جزئی در خانه، رسيدگی به اموربانکی، خريد مايحتاج غذائی و خريد لوازم منزل را به عهده می­گيرند. از سوی ديگر آشپزی، شستن لباسها، نظافت خانه و اتوکشی لباس­ها، به ترتيب اموری است که مردان درآن کمترين مشارکت را داشته­اند.

* در باب پايگاه اقتصادی ـ اجتماعی زنان که تحت تأثير درآمد متوسط ماهيانة شوهرانشان می­باشد، نتايج حاصله نشان می­دهد تعداد کمی از زنان برای دسترسی به امکاناتِ گذران اوقات فراغت که بعضاً پر هزينه هم می­باشند از درآمد کافی برخوردارند.

* از نظر ميزان اوقات فراغت نيز اکثريت این  گروه از زنان، اوقات فراغت اندکی را در طول روزهای عادّی هفته دارا می­باشند و فراغت آنان بيشتر در روزهای 5شنبه و جمعه که تعطيل است، می­باشد.

* از لحاظ گذراندن اوقات فراغت در درون خانه و يا خارج از آن نتايج حاصله نشان می­داد که تفريحات خارج از خانه با استقبال بيشتری از سوی زنان کارمند و شاغل در دانشگاه علّامه روبه­رو است.

* در باب انجام فعاليت­هايي برای گذراندن اوقات فراغت مشخّص­گرديد که هيچ کدام از زنان اين پژوهش به ميزان زياد به فعاليت­های تفريحی نمی­پردازند.

* در زمينة ميزان رضايت مندی از گذران اوقات فراغت نيز اين نتيجه بدست آمد که بيشتر زنان مورد سئوال قرارگرفته از گذران اوقات فراغت خود رضايت کمتری دارند و تنها تعداد اندکی راضی هستند.

* در باب سؤالی که در انتهای کار از اين زنان پرسيده شده بود مشخّص گرديد که بيشتر زنان در زمان تفريح بيرون از خانه ترجيح می­دهند در ساعات قبل از غروب به علّت احساس عدم امنيت، جلوگيری از بروز رفتار شماتت آميز شوهر و جلوگيری از بروز حرف­های نامربوط در و همسايه به خانه برگردند.

 ·         شالودة هويت اجتماعی در مدرنيتة متأخّر (الهام رحمت آبادی)

سبک زندگی نتيجة همة انتخاب­ها و گزينش­هايي است که فرد نسبت به خود انجام می­دهد و فرد به نوعی خود را از طريق سبک زندگی به جهان اطراف خود معرّفی می­کند. امروزه بشر در محاصرة مصرف و فراوانی خدمات، اشياء و کالاهای مادّی قرار­گرفته­است، به قول «ژان بودريار» ديگر احاطة بشر به وسيلة بشر پايان گرفته است و اينک شاهد محاصرة بشر به وسيلة اشياء هستيم. ديگر مبادلة روزانه بين افراد نيست، بلکه به وسيلة تجارت، کالاها و پيام­ها صورت می­گيرد.

متن حاضر برگرفته از پژوهشی است که در آن با ديدگاهی جامعه شناختی جوان را به عنوان مصرف­کننده­ای در نظر می­گيرد که تنها به قصد حداکثر کردن سود و فايده مندی­اش عمل نمی­کند. بلکه مصرف ­کنندة جوان کنش­گری است که در ارتباط با ساير جوانان و نيز افراد جامعه بررسی می­شود. دراين پژوهش واحد تحليل جوانان 15 تا 29 سال طبقة متوسط شهری هستند و تلاش شده تا شاخص­های مختلف سبک زندگی و ميزان اهميت آن برای جوانان به ترتيب اولويت­بندی شوند.

خلاصة نتايج بدست آمده به شرح زير می­باشند:

* در زمينة شاخص­های سنّتی مشخّص شد که در ايران هنوز هم اين شاخص­ها در تعيين سبک­زندگی جوانان طبقة ­متوسط ­شهری تأثير­دارند. اين­ شاخص­ها به­ ترتيب اولويت خانواده، جنسيت، قوميت، سن و زبان می­باشند.

* در زمينة شاخص های فراغتی که به دو دستة فعاليت­های فراغتی و فضاهای فراغتی تقسيم می­شوند، مشخّص شد که فعاليت­های فراغتی به دو دستة فراغت فعّال و غيرفعّال تقسيم می­شوند و مشخّص شد که جوانان بيشتر به فعاليت­های غيرفعال علاقه دارند تا فعال.

ميزان علاقه به فعاليت­های فراغتی به ترتيب اولويت به اين صورت است:

1.       رفت و آمد با دوستان

2.       استراحت کردن

3.       تماشای رخدادهای ورزشی

4.       فعاليت دينی

5.       ورزش و بازی

6.       مشارکت در فعاليت­های سياسی

7.       مشارکت در فعاليت­های داوطلبانه

8.       بازديد از نمايشگاه­ها

9.       سفر کردن

فضاهای فراغتی هم که در تعيين سبک زندگی جوانان طبقة متوسط شهری تأثير دارند به ترتيب اولويت به اين صورت است:

1-      مراکز خريد ـ گردشی

2-      کافی شاپ

3-      مهمانی­های دوستانه

4-      party 4- پارک

5-      خيابان

6-      منزل

7-      رستوران

8-      ورزشگاه

9-      فرهنگ سرا.

اين اولويت بندی نشان می­دهد که فضاهايي مثل مراکز خريد ـ گردشی با استقبال زيادی از سوی جوانان مواجه شده. البته شایان ذکر است که جوانان دراين مراکز بيشتر قصد گردش دارند تا خريد.

* در باب مصارف ­فرهنگی مؤثر بر تعيين سبک ­زندگی ­جوانان، اولويت­بندی اين مصارف به اين­صورت است:

1.       ديدن تلويزيون

2.       رسانه­های تصويری ديگر (ماهواره، اينترنت)

3.       گوش دادن به موسيقی

4.       خواندن روزنامه

5.       سينما

6.       خواندن کتاب

7.       خواندن مجلّه      

8.       گوش دادن به راديو

9.       شرکت در فعاليت های هنری

10.   رفتن به تئاتر 11- بازديد از موزه.

البته ذکر اين نکته نيز لازم است که آن بخشی که با فراغت غيرفعال هماهنگی دارند با اقبال بيشتری از­سوی جوانان مواجه است.

* از لحاظ شاخص­های مرتبط با ظاهر و بدن نيز اولويت­بندی جوانان طبقة متوسط شهری به اين­صورت است:

  1. آرايش موی سر
  2. آرايش صورت
  3. رژيم غذايی برای کاهش وزن (دختران)
  4. ورزش برای تناسب­اندام (پسران)
  5. لنز رنگی
  6. جراحی­های زيبايی (جراحی­بينی، گونه، فک و­...)

البته وجود جراحی­های بينی در رتبة 6 نشانگر کم اهميت بودن آن نزد جوانان نيست، بلکه به تناسب هزينه، ساير موارد نزد جوانان تقدم دارند.

* در زمينة مواردی ­که برای آن­ها در زندگی هزينه می­شود و تأثيری  که در تعيين سبک زندگی جوانان طبقة متوسط شهری دارد، الويت­بندی که صورت گرفته به شرح زير است:

1.       ظواهر شخصی

2.       پوشاک

3.       خوراک

4.       شيوة آرايش منزل (وسايل مورد استفاده در منزل­/ اتاق شخصی)

5.       اياب و ذهاب

در مورد ويژگی­های خريد کالا و تأثير آن بر سبک زندگی به صورت زير از سوی جوانان اولويت­بندی شده است:

1-      مد

2-      زيبايی

3-      قيمت

4-      رنگ

5-      راحتی

6-      مارک

7-      جنس

8-      دوام 

 

نتيجه­گيری:

با مروری بر يافته­های اين پژوهش متوجه می­شويم که در دهة اخير درهای فخر فروشی با پوشاک مد روز، حضور در فضاهای عمومی و خصوصی، انجام فعاليت­های فراغتی و ... به روی همگان گشوده شده و در ميان جوانان به يکی از راه­های رسيدن به هويت اجتماعی تبديل شده است.

اولويت­های حاصل از شاخص­های پژوهش که ذکر شد، نشان می­دهد که اطلاعات و ارتباطات الکترونيکی در دهة اخير، سبک­های زندگی جوانان را به شيوه­های جديد زندگی ديجيتال پيوند زده است و فرهنگ­های ويژة جوانان را جهانی کرده است.

درادامه می­توان گفت که ما به سمت جامعه­ای حرکت می­کنيم که پيش­بينی ناپذير است و به طرز روزافزونی درحال تغيير و پيچيده ­شدن است. دليلی نيز ­که برای اين امر وجود دارد اين است که جهان روز به روز­کوچک­تر می­شود و اتفاقاتی که در گوشه­ای از کرة زمين رخ می­دهند، می­توانند تأثيرات زيادی بر بخش ديگر جهان داشته باشند.

 ·         سبک­های زندگی يا رفتارهای خرده فرهنگی در بين دختران  نوجوان ( زهرا پور­غلام)

گسترش شبکه­های ارتباطی موجب شده تا رسانه­ها نقش عمده­ای را در رواج فرهنگ مدرن در جامعه ايفا کنند. علی­رغم کنترل سياست­گذاران و متوليان فرهنگی­ جامعه و تلاش نهادهایي چون خانواده، مدارس، مساجد، دانشگاه­ها، مطبوعات، تلويزيون و ... در جهت پرورش دختران و پسران ايرانی براساس معيارها و ارزش­های سنتی و اسلامی، برخی از جوانان ايرانی به علّت تعريف ديگری که از زندگی مطلوب و هويت دارند به سبک زندگی خاصّی تمايل پيدا می­کنند که گاهی با معيارهای  مورد قبول جامعه تفاوت و فاصله دارد. اين جوانان تفاوت خود با جامعه را در سبک زندگی و رفتار متفاوت خود با جامعه نشان می­دهند. از طرف ديگر منتقدان فمنيست معتقدند که الگوی مردانة تبيين فرهنگ جوانان برای جنس مؤنث مناسب نيست. بنابراين توجه به دختران که

تا­کنون در مطالعات فرهنگی مهجور مانده اند، اهميت بيشتری دارد. البته يکی از صاحبنظران به نام هايرنسون در تفسير علّت امر بيان می­دارد که جامعه شناسان معتقدند آن­قدر  که پسران در خيابان­ها برای تحقيق در دسترس هستند، دختران نيستند و همچنين مک­رابی و گاربر هم معتقدند که کنترل والدين و نگرش­های جنسيتی آنان مانع ­می­شود که دختران درگوشة خيابان­ها پرسه بزنند و همين­ امر باعث­ می­شود تا فرهنگ دختران به طور­خصوصی و در خانه جريان داشته ­باشد، که اين نشان دهندة موقعيت تابع و پوشيدة زنان و دختران در جامعه است. به این ترتیب رفتارهای دختران را باید تا حدی محصول تفاوت برخوردهایی دانست که با دختران و پسران در خانواده و جامعه صورت می­گیرد. در این محیطها معمولا دختران را نیازمند توجه، حمایت و مراقبت میدانند. والدین در مورد تفریحات دختران خود سخت گیرانه­تر عمل می­کنند و این سخت گیریها بر اساس عرف حاکم بر جامعه است.(آبوت و والاس،1381،104) از طرفی فرناس نیز اشاره می­کند که کم کم با مدرن شدن سبک زندگی و از بین رفتن هنجارها و سنتهای قدیمی ما در یک حالت رهایی فرهنگی به سر می­بریم. جوانان دیگر به شدت گذشته با الگوهای قدیمی زندگی و روشهای والدین و همسایه­ها پیوندی ندارند. امروزه معتقدند که فشار بر جوانان برای ساختن هویت خود شاید به علت مبهم بودن آینده به مراتب بیشتر از چند دهه قبل شده است و این امر در مورد زنان هم صادق است. بنابراین از مباحث مطرح شده می­توان اینگونه نتیجه گرفت که دختران نوجوان تحت تاثیررسانه­های جمعی، همسالان و نیازها و علایق خود نسبت به معیارهای خرده فرهنگ جوانان احساس مثبتی دارند. اما در عمل و از سوی خانواده، مدرسه و اجتماع با محدودیتهایی مواجه هستند. دختران برای پیروی از معیارهای خرده فرهنگی جوانان محدودیتهای رسمی و غیر رسمی را رعایت کرده و چندان از احساساتشان پیروی نمی­کنند. گاهی هم به ارزشهای سنتی و مدرن همزمان پایبند بوده و در ان تناقضی هم نمی­بینند. لذا با توجه به نتایج بدست آمده در باب فرهنگ مصرفی و دختران در ایران می­توان گفت که ویژگیهایی که برای خرده فرهنگ در مطالعات کلاسیک آمده است برای توصیف رفتارهای فرهنگی نوجوانان ایرانی کارآیی چندانی ندارد. دختران جوان برای مقاومت، مبارزه و اعتراض نسبت به معیارهای فرهنگ رسمی و حاکم بر جامعه به رفتارهای خرده فرهنگی متوسل نمی­شوند.بلکه صرفا برای انطباق، لذت و شادی، جلب توجه، ایجاد تفاوت میان خود و بزرگسالان، محافظت از ارزشهای جوانی و برای ساختن هویت فردی و جمعی از آن استفاده می­کنند. علاوه بر آن با گسترش رسانه­های جدید ویژگیهای فرهنگی از زمان و مکان خود جدا گشته و در اختیار همگان قرار گرفته و از آنجاییکه قدرت نهادهایی مثل مدرسه و خانواده کاهش یافته دختران جوان از بین عناصر بومی و محلی و جهانی دست به انتخاب می­زنند (تلفیق عناصر بومی و جهانی) و با آن هویت خود را می­سازند. این هویت اگرچه خیلی شبیه معیارهای فرهنگ رسمی جامعه نیست اما خارج از چارچوب ارزشهای مهم آن هم نمی­باشد. در مجموع علت توجه دختران به خرده فرهنگ را باید تلاش برای کسب هویت و ابراز خود در جامعه به سرعت رو به تحول ایران دانست.

رابطة­بين سبک­زندگی و نگرش­هويت­ جنسيتی دربين دو نسل مادران و دختران (سيده عقيله محمّدی)

تمام جوامع بشری مجموعه­ای از ارزش­ها، هنجارها و آداب و رسومی هستند که به صورت قانون و عرف نمايان شده که جهت دهندة رفتارهای بشر بوده ­است. هر نسل سعی می­کند تا اين دستاوردهای گران­بها را به نسل بعدی منتقل نمايد، اما همواره نسل جديد نسبت به ارزش آن­ها ناآگاه و بی توجه است. اين نسل جديد بعد از مدّتی جای نسل فعلی را می­گيرد و به اهميت آن ارزش­ها و هنجارها و ... پی برده و از آن­ها محافظت می­کند تا آن را به نسل بعد منتقل نمايد. آن­چه که مهم است اين است که آيا دراين فرآيند چيزی هم تغيير می­کند؟ يا اين­که نسل جديد عيناً جا پای نسل قبل می­گذارد و آن را تکرار می­کند؟ آنچه مسلّم است اين است که در جوامع کنونی به علّت گسترش وسايل ارتباط جمعی و منابع اطلاعاتی  و تنوّع ارزش­ها، سرعت تغيير نسل­ها زياد گشته و ميزان بازتوليد ارزش­های اجتماعی کاهش ­يافته و هر نسلی ارزش­های خاص خود را توليد می­نمايد. زيرا که در­حال حاضر نسل­های جديد نسبت به آموزش، کتاب­خوانی، خانواده، ازدواج، مذهب و گرايشات سياسی، نگرش جديدی داشته و خود در حال توليد  ارزش می­باشند.

دراين نوشتار سعی داريم تا به رابطة بين تغييرات سبک زندگی و نگرش به هويت در بين دو نسل مادران و دختران بپردازيم و قصد داريم که نشان دهيم آيا مادران به ارزش­های سنتی گذشته معتقدند و آن را در اختيار دختران گذاشته­اند و يا اين­که خود نيز در ارزش­ها ترديد نموده و ارزش­های جديدی را برگزيده­اند؟ جامعة آماری مد نظر ما کلية دانشجويان دختر سنين 25 -20 سال دانشگاه­های دولتی تهران به همراه مادرانشان است.

نتاج به­دست آمده از اين بررسی، ميزان تفاوت نگرشی و سبک زندگی ميان مادران و دختران را بيان می­دارد که خلاصة آن به شرح زير می­باشد:

* در ارتباط با نحوة تهية پوشاک که يکی از معرفه­های سبک مصرف افراد می­یاشد، از نظر توجه به قيمت کالا، تفاوت عمده­ای بين مادران و دختران وجود ندارد، اما از نظر مد روز بودن و زيبا و شيک­بودن و تک بودن لباس، ميان مادران و دختران تفاوت وجود دارد، بدين صورت که دختران بيش از مادران به مد بودن، زيبا و شيک و تک بودن لباس اهميت می­دهند. درمورد بادوام بودن و کيفيت خوب داشتن لباس ميان دوگروه تفاوتی خاص مشاهده نشد ، بدين معنی که هم مادران و هم دختران بادوام و کيفيت بودن لباس را مهم دانسته­اند.

* در زمينة نحوة گذراندن اوقات فراغت مشاهده شد که مادران بيشتر از دختران خود در فراغت به مهمانی می­روند و در عوض دختران در مطالعه کردن، رفتن به سينما و تئاتر و ديدن دوستان نسبت به مادران خود جلوتر هستند. در زمينة فعاليت­هایی مثل رفتن به مراکز خريد جهت ديدن اجناس، تماشای تلويزيون، انجام کارهای هنری و دستی، تفاوف معناداری ميان دو گروه مشاهده نشد.

* در باب محل و مکان گذران اوقات فراغت هم می­توان گفت دختران بيشتر از مادران خود جهت گذران اوقات فراغت خود به خارج از خانه می­روند و اکثر مادران ماندن در خانه را ترجيح می­دهند.

* از لحاظ تمايل به سبک زندگی­مدرن يا سنتی، نتايج به­­دست آمده نشان می­دهند که بيش از نيمی از مادران با تلفيقی از هر دو سبک زندگی مدرن و سنتی زندگی می­کنند، اما درکل می­توان گفت گرايش مادران به سبک زندگی سنتی بيشتر و گرايش دختران به سبک زندگی مدرن بيشتر است.

* در زمينة نگرش به هويت جنسی هم ملاحظه شد که اکثريت مادران و دختران نسبت به هويت جنسی خود نگرشی بنيادين(تلفيقی از سنتی و مدرن) داشته­اند و تعداد کمتری نگرشی­کاملاً  سنتی و يا کاملاً مدرن داشته­اند.

همبستگی بسیار بالایی میان سبک زندگی و نگرش به هویت جنسی وجود دارد. به عبارت دیگر می­توان گفت تغییر در سبک زندگی خانوادگی مادران منجر به تغییر نگرش آنان به هویت جنسیتی­شان می­شود. بدین معنا که افرادی که سبک زندگی سنتی­ دارند نگرششان به هویت جنسی خود نیز سنتی­تر است و بر عکس. همچنین تغییر در سبک زندگی خانوادگی یر روی نگرش به هویت جنسیتی دختران در همان جهت تاثیر گذار است و کسانیکه  سبک زندگی مدرن دارند نگرشی مدرن به هویت جنسی خود دارند و بر عکس.

 

[1] - البته کسانی همچون مارکس که مدرنيته را دارای ماهيتی اقتصادی می­دانند تا فرهنگی و اجتماعی مورد نقد قرار می­گيرند.

[2] - برخلاف مارکس که سهم طبقة متوسط را کاهش می­دهد.

موضوع مطلب : خلاصه کتاب
ارسال شده توسط د. ضامنی در ساعت 3:51 |